شاید یک خوناشام

متن مرتبط با «شهروند درجه دو در كانادا» در سایت شاید یک خوناشام نوشته شده است

روایت تازه از در ستایش بدبختی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «در ستایش بدبختی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. زندگی اینجا اینجوریه که یهو چشم باز میکنی میبینی آخر ماهه تموم پولت تموم شده و منتظری حقوق بگیری تا قسطا عقب نیوفتن. چشم به هم میزنی میبینی درست تموم شده. دربدر دنبال کاری یه کار مزخرف پیدا میکنی که باز عقب نیوفتن از قسطای نا تمام. ش...

    ادامه مطلب
  • در ستایش بدبختی

  • نیلوبلاگ

    زندگی اینجا اینجوریه که یهو چشم باز میکنی میبینی آخر ماهه تموم پولت تموم شده و منتظری حقوق بگیری تا قسطا عقب نیوفتن. چشم به هم میزنی میبینی درست تموم شده. دربدر دنبال کاری یه کار مزخرف پیدا میکنی که باز عقب نیوفتن از قسطای نا تمام. شب و روز مشغولی برای پیدا کردن کار بهتر. بعد از کلی استرس کار پیدا میکنی. چشماتو باز میکنی میبینی الان که پول داری دیگه قسطا تموم شدن. کار راحت تر شده. اقامتتو گرفتی. صبح کیری شب میای لم میدی رو مبل و فیلم میبینی. آخر هفته ها میری سفرای کوچیک...که یهو وقتی که اصلا فکرشم نمیکنی همه چیز یادت میوفته. به چه قیمتی رسیدی اینجا. یهو میبینی خودت لای اون بدبختیا گم شدی. جا موندی یه جایی که یادت نیست. کتاب نمیخونی. حتی یادت میره دلت برای چی و کی تنگه و داره میترکه از غصه. ف...

    ادامه مطلب
  • شهروند درجه دو

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتا که از ارتباط با سری از دوستام یه مدتی میگذره یهو یه چیزی مثل پتک میخوره تو سرم . یهو از ناکجا یه اتفاقی میوفته که میبینی تو یه جمع دوستانه این فقط توئی که برای دوستیت یه حدی است حالا این حد هر چقدر که می خواد باشه ولی کمتر از اونیه که بقیه با هم دوستن. یهو میفهمی که تو با بقیه فرق داری یهو میبینی که خیلی جاها به خیلی از دوستیا نباید دل ببندی یهو میفهمی که تو جامعه این دوستی یه شهروند درجه دو حساب میشی. من که خودم ترجیح می دم از تنهایی بمیرم ولی تو جمعی نباشم که درجه دو محسوب بشم . نمیدونم شایدم فقط یه حس بچگونه اس...

    ادامه مطلب